خرید بک لینک
طعنه به طعنه میگن و خسته نمیشن آدما با این همه زخم زبون مثل آتیشن آدما عروسی تو با کیه که من خبردار شدم کی اومد و چی گفت که من پیش چشات خوار شدم روز عروسی تو و عزا گرفتنه منه تو شادی و ببین که غم چه جور دلم رو میشکنه خیال نمی کرد دلم که بی خیال من بشی اما تو بی خیالی و محاله مال من بشی منتظرم نموندی تو ازدواج کردی آتیش زدی به هستیم عشق و حراج کردی مرده ی خنده هاتو به خاک غم سپردی رفتی و این قمارو از من ساده بردی روا نبود که این جوری از دل تو جا بمونم روا نبود با این همه تنهایی تنها بمونم حیف دلم که پیش تو مونده و به هیشکی دل نبست حیف دله صبور من که عاشقت بوده و هست روا نبود که این جوری از دل ت

برچسب: روز,عروسی,عزا,گرفتنه,منه,آتیش,زدی,هستیم,عشق,حراج,کردی, نویسنده: هلیا محمدپور تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 2:24

حال من دست خودم نیست، دیگه آروم نمی گیرمدلم از کسی گرفته که میخوام براش بمیرم باز سرنوشت و انتهای آشناییباز لحظه های غم انگیز جداییباز لحظه های ناگزیر دل بریدن…بازم اول راه و حس تلخ نرسیدن پای دنیای تو موندم، مثل عاشق های عالمتا منو ببخشی آخر، تا دلت بسوزه کم کم باز سرنوشت و انتهای آشناییباز لحظه های غم انگیز جداییباز لحظه های ناگزیر دل بریدنبازم اول راه و حس تلخ نرسیدن

برچسب: حال,دست,خودم,نیست, نویسنده: هلیا محمدپور تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 2:24

زهرا جان بانوی من کاش میتونستم یکم از دردهاتو کم کنم نَفسِـی عَلَى زَفَرَاتِهَا مَحبُوسَةٌ یا لَیتَــهَا خَرَجَـت مَـعَ الزَّفَـرَاتِ لَا خَیرَ بَعـدَكَ فِی الحَیـاةِ وَ إِنَّمَا أَبكِی مَخَـافَةَ أَن تَطُولَ حَیاتِی جان من با ناله هاى خود حبس شده، اى كاش جان من با ناله هایم خارج مى شد. بعد از تو خیرى در زندگانى نخواهد بود، گریه می کنم از اینکه مبادا بعد از تو زیاد زندگی کنم.

برچسب: زهرا,جان,بانوی, نویسنده: هلیا محمدپور تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 2:24

صفحه بندی